محمد ابراهيم آيتى

474

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

بودند ، امّا در سال فتح مكّه ، يعنى : دو سال بعد با ده هزار نفر رهسپار مكّه شدند [ 1 ] . غدير خمّ مسعودى بر خلاف مشهور مىنويسد : رسول خدا در بازگشت از « حديبيه » در « غدير خمّ » دربارهء أمير المؤمنين : علىّ بن أبى طالب - رضى اللّه عنه - گفت : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و اين امر در هيجدهم ذى الحجّه روى داد ، و « غدير خمّ » در ناحيهء « جحفه » نزديك آبگاهى است كه به نام « خرّار » معروف است و فرزندان علىّ - رضى اللّه عنه - و شيعيان وى اين روز را بزرگ مىدارند [ 2 ] . داستان أبو بصير ثقفىّ پس از آن كه قرارداد صلح ده‌ساله ميان رسول خدا و مشركان قريش به امضا رسيد و رسول خدا به مدينه بازگشت ، « أبو بصير : عتبة بن أسيد بن جاريه » كه در مكّه زندانى شده بود از حبس گريخت و رهسپار مدينه شد پس « أزهر بن عبد عوف بن عبد الحارث بن زهره » و « أخنس بن شريق بن عمرو بن وهب ثقفىّ » دربارهء وى به رسول خدا نامه نوشتند و مردى از « بنى عامر بن لؤىّ » را با يكى از موالى « بنى عامر » نزد رسول خدا فرستادند ، تا نامهء « أزهر » و « أخنس » را به رسول خدا تقديم داشتند ( مضمون نامه‌ها آن بود كه رسول خدا طبق قرارداد ، « أبو بصير » را به ايشان بازگرداند ) رسول خدا به « أبو بصير » گفت : مىدانى كه ما با اينان چه قرارى گذاشته‌ايم و ما را از نظر دين خود شايسته نيست كه بيوفائى و پيمان‌شكنى كنيم ، امّا خدا البته براى تو و ديگر بيچارگان مسلمان فرجى و گشايشى عنايت خواهد فرمود ، پس به سوى قبيلهء

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 337 . م . [ 2 ] - التنبيه و الاشراف ، ص 221 - 222 .